اطلاعیهی کارگاه «اگریستانسیالیسم در ادبیات داستانی»ادبیات نوعی اندیشهورزی است و به همین سبب آفرینش متون ادبی، از دیرباز تاکنون، با ژرفاندیشیِ فیلسوفان مقایسه شده است. به طریق اولیٰ، بخش بزرگی از نظریهپردازیها دربارهی ادبیات از جانب فلاسفه صورت گرفته است و نحلههای مختلف فلسفی زمینهساز تولید متون ادبی مطابق با مبانی اندیشگانیِ همان نحلهها شدهاند. یکی از تأثیرگذارترینِ این مکاتب، اگزیستانسیالیسم بوده است که از اواسط قرن بیستم در اروپا از راه آثار فیلسوف ــ ادیبانی مانند سارتر، کامو و کافکا بسیار مورد توجه اهالی ادبیات قرار گرفت. ترجمهی آثار این سه متفکر و نویسندهی سرشناس به فارسی، بهویژه در دههی ۱۳۵۰، نویسندگان ادبیات داستانی در ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد. آثار ادبیای که با تأثیرپذیری از اصول اگزیستانسیالیسم نوشته میشوند، پرسشهایی از این دست را برجسته میکنند: وجود داشتن به چه معناست؟ هدف از وجود داشتن انسان چیست؟ انسان چه جایگاهی در نظام هستی جهان دارد؟ فردانیت انسان چگونه حاصل میآید؟ آیا انسان قادر است سرنوشت خویشتن را به اختیار خود رقم بزند؟ ردپای اثرگذاری این قبیل پرسشهای اگزیستانسیالیستی را همچنین در آن دسته از رویکردهای نقد ادبی میتوان دید که بعد از دورهی شکوفایی اگزیستانسیالیسم نظریهپردازی شدند، مانند نظریههای فمینیستی و پسااستعماری.کارگاه «اگزیستانسیالیسم در ادبیات داستانی» با هدف آشنایی با برخی از اصول و مبانی این نحلهی فکری و نحوهی تحلیل متون ادبی در پرتو ملاحظات اگزیستانسیالیستی برگزار میشود. این کارگاه ده جلسهی یکساعتونیمی خواهد داشت و علاوه بر مباحث نظری در معرفی برخی از اصطلاحات کلیدی اگزیستانسیالیسم که بهویژه در حوزهی نقد ادبی ک
برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 12:39
هانس گئورگ گادامر در کتاب عمدهی خود با عنوان حقیقت و روش استدلال میکند که فهمشدنِ هر متن فرهنگی، همواره از منظر کسی صورت میگیرد که آن متن را فهم میکند. نویسندگان هنگام خلق اثر ممکن است نیّات خاصی داشته باشند و بیتردید هر متنی واجد ساختاری عینی است، لیکن معنا در زمرهی اجزاء ذاتیِ متن نیست (به عبارت دیگر، معنا ماهیتی تغییرناپذیر ندارد). در واقع، معنا چیزی است که هر شخصی با خواندنِ متنْ آن را ایجاد میکند. گادامر همچنین تأکید میکند که متن و خواننده همواره در موقعیتی تاریخی و اجتماعی با یکدیگر مواجه میشوند و موقعیتمند بودنِ این مواجهه همیشه در تعامل بین خواننده و متن تأثیر میگذارد. وی معتقد است که به همین سبب، هر متنی همواره با پیشپنداشت یا پیشداوری قرائت میشود. به سخن دیگر، متن هنگام قرائت شدن کیفیتی اصیل و دستنخورده ندارد، بلکه آگاهیِ خواننده ــ یا زمینهی قرائت ــ در [معنای استنباطشده از] متن تأثیر میگذارد. ... پیشپنداشتها و پیشداوریهای ما رهیافتمان به متن را سازمان میدهند. همانگونه که گادامر توضیح میدهد، ما ادراک هر متنی را «با پیشمعناهای خودمان … یا توقعاتِ خودمان دربارهی معنا» آغاز میکنیم.از این گفته نباید چنین نتیجه گرفت که فهم ما از متن (معنای آن متن)، رویدادی ذهنی است و بنابر این هر معنایی را میتوان از راه ذهن به متن تحمیل کرد. همانگونه که گادامر به تأکید گفته است، پیشپنداشتها یا پیشداوریهای ما حکم «قضاوت نادرست» را ندارند. علاوه بر این، گرچه خواننده با اندیشههایی پیشپنداشته به متن روی میآوَرَد، اما همواره با عینیتِ متن مواجه میشود (یعنی با کلماتی خاص که به نحوی خاص نظم داده شدهاند. لذا فهم متن (معنای متن) همواره فرایندی است که طی آ
برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 12:59